ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

تاب تاب عباسی...

تاب تاب عباسی خدا منو نندازی میخوام پناهم باشی , تا آخر این بازی منو ببخش که گاهی کم میارم، میبازم یادم میره تو هستی من که پراز نیازم هنوز هوامو داری به داد من میرسی قشنگترین آرامش ،جزتو ندارم کسی تاب تاب عباسی خدا منو نندازی میخوام پناهم باشی , تا آخر این بازی   ...
29 شهريور 1391

و چشمانت راز اتش است...

و چشمانت راز آتش است ... هنگامی که به چشمهایت چشمانم را دوختم گرمای نگاهت را حس کردم ودیدم شراره ای در چشمان گرمت موج میزند...دریافتم که چشمانت راز آتش است وعشقت پیروزی آدمی است... نگاهم را به قلبت دوختم دیدم دریایی از محبت را درون قلبت است ...هر ماهی را که شناور است نوعی پیروزی است...دریافتم که عشقت هم نوعی پیروزی است... پس روی ساحل قلبت جمله ای نوشتم که این جمله وصف چشمانت وقلبت بود اما این جمله را موجهای نیلگون قلبت نتوانست پاک کند چون هر موجی که می آمد به آرامی این جمله را نوازش میکرد و میرفت واین نشانگر این بود که قلبت و عشقت آرام است و هیچ جمله و هیچ کس را از بین نمیبرد عاشقانه دوستت دارم ...
28 شهريور 1391

لالایی برای پسرم

لالایی کن بخواب خوابت قشنگه گل مهتاب شبا هزارتا رنگه یه وقت بیدار نشی از خواب قصه یه وقت پا نذاری تو شهر غصه لالایی کن مامان چشماش بیداره مثل هر شب لولو پشت دیواره دیگه بادبادک تو نخ نداره نمیرسه به ابر پاره پاره همه چی یکی بود و یکی نبوده به من چشمات میگه دریا حسوده اگه سنگ بندازی تو آب دریا میاد شیطون با من به جنگ و دعوا دیگه ابرا تو رو از من میگیرن گلای باغچه مون بی تو می میرن لالایی کن لالایی کن مامان تنهات نمیذاره دوستت داره دوستت داره میشینه پای گهواره   ...
26 شهريور 1391

برای عشقم آرتین

  نگران خودمم که چجوری بی تو بمونم دوری و ندیدن تو کاره من نیست نمی تونم نگرانه لحظه هامم که من و بی تو نمی خوان نگرانه دستایی که تو نباشی خیلی تنهان انقدر دوست دارم که نگران خودمم اما باز جونم و میدم واسه با تو بودنم     ...
25 شهريور 1391
1